واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

999

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

ارضاء نمىكرد و از پسر عم خويش بيش قلاج قرض كرد و « نفس خويش را وثيقه نهاد » و اسبى خريد و « متوجه اردوى باتو شد » و وارد خدمت يكى از اميران گشت و او را به گله‌بانى گماشتند . پس از اندك زمانى بر اثر عقل و كفايت و معلومات خود ارتقاء رتبه يافت و به خدمت دولت پذيرفته شد و نخست مربى جوانان مغول گشت و بعد از آن به شغل دبيرى جنتمور كه حاكم خوارزم بود منصوب گشت . كركوز پس از مرگ جنتمور در نتيجهء حمايت هم شهرى خود جينقاى « 1 » به مقام حكومت خراسان رسيد . تحريك و تفتينى كه دانشمند حاجب مسلمان ، رقيب جينقاى و چند تن از كارمندان خراسان به ويژه يكى از كارمندان باتوخان كه شرف الدين نام داشت ( از مردم خوارزم و پسر باربرى بوده ) « 2 » عليه او آغاز كردند منجر به محاكمه‌اى شد كه چند ماه طول كشيد . و فقط در نتيجهء كرامت طبع اوكتاى قاآن بدون خون‌ريزى پايان يافت . اوكتاى به نفع كركوز حكم داد و دشمنان وى را كه به تقصير اتهام غير واقع شايستهء مرگ بودند بخشيد

--> ( 1 ) - ( جينقاى از مردم اويغور و مسيحى بود . - تحريريه ) ( 2 ) - دربارهء شرف الدين و سير ارتقاى او رجوع شود به : جوينى ، نسخه خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 201 ؛ ( چاپ قزوينى ، II ، 262 و بعد ) . - ( شرحى در بارهء وى در تأليف سيفى هروى ( 180 - 174 ) نيز آمده است . جوينى و سيفى ، هر دو ، شرف الدين را مردى بيرحم و ظالم نسبت به روستائيان و شهريان معرفى مىكنند و مىگويند كه تقصير وضع عوارض و تحميلات غير قانونى و رشوه‌خوارىها و اختلاسات و همچنين شكنجه كسانى كه ماليات عقب مانده مقروض بوده‌اند به گردن او بوده است . بنا به گفتهء سيفى شرف الدين در سال 646 هجرى ( 49 - 1248 ميلادى ) به فرمان يسو - منكو به سمت بيتكچى بزرگ [ الغ بيتكچى ] منصوب شده بوده و بعد از طرف فرمانفرماى هرات ملك شمس الدين كرت دستگير و اعدام شد . - تحريريه )